تغییر رنگ
امروز 4 آبان 1393
اخبار سمت راست / سلامت روان / بهداشت روانی چیست ؟
بهداشت روانی چیست ؟
بنظر می رسد تعریف بیماری روانی ساده تر از سلامت یا بهداشت روانی است . چرا که بهداشت روانی چیزی فراتر از فقدان بیماری است همه ما در اطراف خود انسان هایی را می شناسیم که از بیماری روانی خاصی در رنج نیستند ولی در عین حال از سلامت روانی نیز بهره مند نمی باشند . در اینجا به چند ویژگی مهم که سلامت روانی را تضمین می کند اشاره می شود :

توانایی لذت بردن از زندگی
توانایی لذت بردن از زندگی اساس بهداشت روانی است در واقع راز زندگی ، لذت بردن از حرکت آن است . رها ساختن ذهن از نگرانیهای مربوط به آینده و یا دغدغه های گذشته ، یکی از راههای لذت بردن از زندگی است . البته ما نیاز داریم برای آینده خود برنامه ریزی کنیم و نیز نیازمند آن هستیم که از گذشته بیاموزیم ، ولی غالبا این یاد آوریها به جای لذت بردن و حرکت ، سردگمی ما را زیادتر می کند.

توانایی جهیدن
توانایی جهیدن از ناملایمات و بازگشت پذیری جهت شروع مراحل دیگر زندگی اشاره به توانایی ارتجاعی بودن دارد .
استرس زا برای دو نفر پیامد ها و نتایج متفاوتی دارد .

تعادل
تعادل در زندگی حاصل بهداشت روان عمیق تری است . تعادل در همه جنبه های زندگی ضروری است از جمله : تعادل در تنها بودن و معاشرت با دیگران ، کار و تفریح ، خواب و بیداری ، استراحت و ورزش و ..........

انعطاف پذیری
همه ما افرادی را می شناسیم که به دور از هر گونه استدلال و منطق در عقاید و افکارشان و منطق در عقاید و افکارشان بسیار متعصبند هیچ گفتگویی نگرش آنها را تغییر نمی دهد و کورکورانه و توام با خشکی و تعصب به خواسته و عقیده خود چسبیده اند. اینگونه تعصب و خشکی در عقیده و رفتار ، سبب استرس برای خودشان و دیگران می شوند.

خودشکوفایی
یکی دیگر از ویژگیهایی که رسیدن به بهداشت روانی را تسهیل می کند تلاش فرد برای رسیدن به خود شکوفایی می باشد.
در آغاز ما نیاز داریم موهبت ها و توانائیهای وجودی خویش را شناسایی کنیم و در مسیر تلاش برای به حداکثر رسانیدن این توانائیها به خود شکوفایی و بهداشت روانی نائل آئیم .
موارد نامبرده تنها چند مورد مهم از ویژگیهای بهره مندی از سلامت روانی است که موضوعاتی چون عزت نفس سالم، ارتباطات انسانی معنا دار و .... را نیز در بر دارد.

مشخصه های یک انسان خود شکوفا به همراه ابزار سنجش و ارزیابی
پژوهش آبراهام مزلو ، روان شناس نامی ، درباره افرادی که از نظر هیجانی بسیار سالم بودند پایه نظریه شخصیت او را تشکیل داده است . به نظر مزلو روان شناس انسان گرای مشهور ، انسانها نیازهای متعددی دارند که از سویی غریزی است یعنی عوامل ارثی خاصی بر آنها حاکم است و از سوی دیگر این نیازها به راحتی توسط یاد گیری ، انتظارات فرهنگی ،ترس و مخالفت به تعویق می افتند. بنابراین با وجود آنکه هنگام تولد به این نیازها مجهز هستیم . رفتارهایی که برای ارضای آنها به کار می بریم آموخته شده اند و از فردی به فرد دیگر تغییر می کنند . مزلو این نیازها را در 5 دسته تقسیم بندی کرد و آنها را به صورت سلسله مراتب در هرمی جای داد. این نیازها به ترتیب عبارتند از :
نیازهای زیستی یا فیزیولوژیک ، نیازهای ایمنی ، نیازهای تعلق پذیری و عشق ، نیازهای احترام ، نیاز خود شکوفایی .
خود شکوفایی واقعیت بخشیدن به انرژیها و استعدادهای درونی خویش است. به عبارتی خود شکوفایی یعنی کوشش برای تبدیل شدن به هر آنچه که می توانیم باشیم. مزلو می گوید که نیاز خود شکوفایی ما را وامیدارد تا به حداکثر آنچه لیاقتش را داریم تبدیل شویم.
اگرچه سلسه مراتب نیاز های نامبرده در مورد اغلب ما کاربرد دارد اما به نظر مازلو شرایط استثنا نیز می تواند وجود داشته باشد . برخی از افراد به یک آرمان بسیار والا متعهد هست، ممکن است با طیب خاطر همه چیز ، از جمله زندگی خود را فدای آرمانشان کنند ، کسانی که به خاطر همه چیز ، از جمله زندگی خود را فدای آرمانشان کنند. کسانی که به خاطر اعتقاداتشان تا دم مرگ روزه می گیرند ، نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی خود را نادیده می گیرند . شخصیت های مذهبی که تمام اموال دنیوی را ترک می کنند. ممکن است در حالی که نیاز های سطح پائین تر را ناکام می سازند ، نیاز خودشکوفایی را برآورده کنند و هنرمندان ممکن است به خاطر خلق آثار خود حتی سلامتی شان را به خطر اندازند.
فهرست زیر شامل 16 مشخصه یا ویژگی یک انسان خود شکوفا می باشد. که توسط ابراهام مزلو توصیف شده است .
پس از مطالعه دقیق و کامل هر یک از مشخصه ها طبق مقیاس 10 نمره ای فهرست ذیل ، به خود نمره ای بدهید. نتایج بدست آمده در مورد هر یک از مشخصه ها و در نهایت جمع کل نمره ها در مورد کل تست ، نقاط ضعف و قدرت شما را در مسیر رسیدن به یک شخصیت خود شکوفا به نمایش خواهد گذاشت.
جهت ارزیابی ضعف و قوت خود در مورد هر یک از ویژگیها و مشخصه ها ، زمانی را به هر سوال اختصاص دهید و چرایی هر یک از نمره های حاصل را بیابید و به این نکته واقف شوید که:
1 – چرا برخی ویژگیها در شما قویتر است یا بالعکس
2 – چه عاملی سبب شده است تا در یک ویژگی یا مشخصه نمره بالاتری بگیرید
3 – چه کارهایی می توانید انجام دهید تا نمره خود را در مورد هر یک از مشخصه های مذکور بالاتر ببرید. لازم به ذکر است ، تنها درصد اندکی از انسان ها می توانند در این تست نمره بالایی بدست آورند و برخی ویژگیهای نامبرده جنبه فرهنگی دارد .


ویژگیهای انسان خود شکوفا

1 – دریافتی عمیق از واقعیت و برقراری ارتباط مناسب با آن
یک انسان خود شکوفا فردی واقع گرا می باشد . ا. می تواند پذیرای هر واقعیت خوب یا بد باشد و پستی ها و بلندی های زندگی خود را بپذیرد و بین آنها تفاوت قائل شود.

2 – پذیرش خود ، دیگر یک فرد خود شکوفا واقعیت را به همان گونه ای که هست می بیند و نسبت به آن مسئولیت می پذیرد. او به همان اندازه که اسیر منطق است که یک فرد احساساتی اسیر احساسش می باشد.
خود انگیختگی ، سادگی و طبیعت گرایی
فرد خود شکوفا در پی بر آوردن خواسته دیگران نیست او شخصیتی است با این قابلیت که آنچه به اعتقاد خویش خوب است و مملوس با طبیعت اوست انجام می دهد چرا که افراد خود شکوفا در عقاید و آرمانهایشان فرد گرا هستند اما لزوما در رفتارشان نامتعارف نیستند. فرد خود شکوفا سعی می کند به دیگران آسیبی نرساند ولی در عین حال به آنچه خودش به درستی آن اذعان دارد احترام می گذارد . آنها از اینکه خودشان باشند احساس امنیت می کنند.

3– تمرکز برمسئله خارج از خویشتن(مسئله محور بودن )
یک فرد خود شکوفا عموما و به شیوه ای محکم و قوی ، خارج از خویشتن بر روی مسائل متمرکز میشود از او مشکلاتی که به واسطه دیگران ، جامعه و ......... ایجاد می شود آگاه است و مایل است این مشکلات را کاهش دهد . افراد خود شکوفا احساس رسالتی دارند که نیروی خود را صرف آن می کنند. احساس تعهد به یک کار ، آرمان یا خدمت ، لازمه خود شکوفایی است.

4 – توانایی تنها ماند ، نیاز به خلوت
یک فرد خود شکوفا به همه علاقه ای که به بودن با دیگران دارد گاه می خواهد با خود خلوت کند و به عبارتی نیاز به تنهایی دارد . این فرد از با خود بودن نیز لذت می برد و لزومی نمی بیند که همیشه افراد زیادی دور او جمع باشند .
او می تواند علیرغم داشتن دوستان صمیمی استقلال خود را نیز حفظ کند .6

5– خود مختاری یا استقلال شخصی
یک فرد خود شکوفا این توانایی را دارد که کارهایش را به خاطر خویشتن انجام دهد و تصمیم گیریهایش بنا به خواسته و میل خودش باشد . او کیستی و چیستی خود را باور دارد .

6– حفظ و تداوم و شادابی و نشاط و تقدیر و لذت بردن از هر آنچه موجود است
فرد خود شکوفا لذت را به گونه ای ساده ، بی تکلف و طبیعی تجربه می کند . برای مثال غروب خورشید همیشه برای این فرد زیباست و تازگی خود را دارد . او بدنبال فرصتی است که همواره این زیبائیها را تجربه کند و از آن لذت ببرد در حالیکه برای افراد دیگر همین تجربه می تواند کهنه شود و تازگی خود را از دست دهد. فرد خود شکوفا قادر است هنوز بازیهایی انجام دهد و به شیوه سالها پیش از ان لذت ببرد . این فرد از آنچه دارد ، همواره لذت می برد.

7– تجربه های عرفانی یا اوج
افراد خود شکوفا با لحظه های جذبه و بی خود شدگی آشنا هستند که بی شباهت به تجربیات عمیق مذهبی نیست . مازلو این رویدادها را تجربیات اوج می نامید که در طی آن خود متعالی شده و شخص بصورت عالی ، خود را قدرتمند ، مطمئن ومصمم احساس می کند . مازلو مطرح کرد که تجربه اوج شامل این حالت است :
احساس جذبه ، شگفتی ، فقدان قرار و آرامش در زمان و مکان ، همراه با اطمینان از اینکه چیز بسیار مهم و با ارزشی اتفاق افتاده است. بطوری که فرد دگرگون و نیرومند می شود.

8– علاقه اجتماعی
افراد خود شکوفا نسبت به همه انسان ها احساس همدلی و همدردی دارند . آنها در مورد انسان های اطرافشان آگاه و حساس هستند آنها درک می کنند و دوست دارند به آنها کمک می کنند.

9 – روابط بین فردی عمیق
افراد خود شکوفا نسبت به دیگر افراد جامعه روابط عمیق تر و ژرف تری با دیگران برقرار می کنند . این افراد گرایش به برگزیدن دوستانی دارند که از لحاظ ویژگیهای شخصیتی مثل خود آنها باشند. آنها قادر به برقراری عشقهای برتر انسانی و شناسایی روابط عمیق و کامل هستند.

10 – ساختار شخصیتی دموکراتیک
افراد خود شکوفا تساوی طبیعی انسان ها را باور دارند . آنها اعتقاد دارند که انسان ها حق بیان دارند و هر فرد نقاط ضعف و قدرت خود را داراست. افراد خود شکوفا شکیبا و پذیرا هستند و هرگز تعصب نژادی ، مذهبی و اجتماعی نشان نمی دهند و به دیگران فخر نمی فروشند.

11– تفاوت قائل شدن بین نتیجه و عمل ، خوبیها و بدیها
افراد خود شکوفا بین نتیجه و عمل تمایز قائل می شوند. خوب و بد را تشخیص می دهند و قضایا را به نحوی که سبب آزار خودشان و دیگران شود پیچ و تاب نمی دهند.

12 – شوخ طبعی فلسفی ، اندیشمندانه و غیرخصمانه
افراد خود شکوفا از شوخ طبعی لذت می برند . آنها دوست داند بخندند و دیگران را نیز شاد نمایند اما نه به قیمت آسیب رساند به دیگران و ضایع نمودن حقوق آنها ، این افراد عموما در یک حالت شاد قرار دارند اگر چه قادر هستند که در جای خود بسیار جدی باشند.

13 – خلاقیت
افراد خود شکوفا قادرند در منتهای خلاقیت باشند خلاقیت می تواند در ابعاد مختلفی به ظهور برسد . مانند نوشتن ، سخنرانی ، نواختن موسیقی و یا هر چیز دیگری در واقع خود شکوفایی خلاقیت را در خود دارد بنابراین خلاقیت به شیوه های مختلف قابل تجربه کردن
می باشد.

14 – پایداری و ایستایی در فرهنگ پذیری ، تفوق و برتری یافتن بر هر فرهنگی خاص
مزلو اعتقاد دارد فرد به نوعی ورای فرهنگ جامعه قرار دارد از این رو افراد خود شکوفا خود انگیخته ، مستقل و خود بسنده اند . آنها احساس می کنند که آزادند تا در برابر هر گونه فشار اجتماعی و فرهنگی مقاومت نمایند . آنها آشکارا ، بر علیه هنجارهای فرهنگی مقاومت نشان نمی دهند یا قوانین اجتماعی را زیر پا نمی گذارند ، بلکه توسط طبیعت خودشان هدایت می شوند نه بوسیله سخت گیریهای فرهنگشان . از طرفی فرد خود شکوفا قادر است به نحوی بی طرف به ارزیابی فرهنگ جامعه اش بپردازد و آنچه بهترین است برای خودش و کسانی که برای وی مهم هستند برگزیند .

15 – پذیرفتن کاستی و نقصان
افراد خود شکوفا بر این واقعیت واقفند که کامل و بی نقص نمی باشند . آنها انسانی در کنار سایر انسان ها هستند و نیاز به رشد و کامل شدن دارند . آنها می دانند که همواره در زندگی چیزهای جدیدی وجود خواهد داشت که بایستی یاد گرفته شود تاسبب رشد فرد گردد. شخص خود شکوفا با خود احساس راحتی می کند و هرگز از کوشش دست نمی کشد. بالاترین نمره در این تست 160 است . حال ببینید تا چه اندازه به این نمره نزدیک هستید ؟
مجددا یاد آور میشود تنها درصد اندکی از انسان ها می توانند در این تست نمره بالایی بدست آورند و برخی ویژگیهای نامبرده ، جنبه فرهنگی دارد.